یکی از معارف حیات بخش قرآن، مسئله انفاق است، سرور زنان عالم و بزرگ بانوی اسلام؛ حضرت فاطمه اطهر سلام‌الله‌علیها در حدیثی می‌فرمایند : «از دنیای شما سه چیز محبوب من است: ۱. تلاوت قرآن ۲. نگاه به چهره رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ۳. انفاق در راه خدا.

فضیلت انفاق


در فضیلت انفاق همین بس که قرآن کریم در سوره بقره آیه دویست و شصت و یک، خود انفاق کنندگان را به دانه پر برکتی تشبیه می‌کند که در زمین مستعدی افشانده شود و از آن، هفت خوشه و از هر خوشه، یکصد دانه بروید. «مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل اللـه کمثل حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مائه حبه واللـه یضاعف لمن یشاء واللـه واسع علیم:» کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می‌کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند؛ که در هر خوشه، یکصد دانه باشد؛ و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می‌کند؛ و خدا (از نظر قدرت و رحمت، ) وسیع، و (به همه چیز) داناست.

تشبیه افراد انفاق کننده به دانه‌های پربرکت، تشبیه عمیقی است که نشان می‌دهد عمل هر کس پرتوی از وجود اوست و هر قدر عمل او توسعه پیدا کند، درواقع وجود خود او توسعه پیدا کرده است.

مراتب انفاق


انفاق در سیره حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها دارای سه رتبه و درجه است، که هر کدام بر دیگری برتری دارد: ۱. صدقات ۲. مواسات ۳. ایثار و از خود گذشتگی

← صدقه

حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیهم توجه ویژه‌ای به پرداخت صدقه به فقرا داشتند و هیچ مستمند و نیازمندی ا از در خانه اش دست خالی باز نمی‌گشت؛ نمونه بارز انفاق و ایثار آن بزرگوار، بخشش «لباس عروسی» به زن فقیر، آن هم در شب عروسی است. نقل شده که پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم در عروسی فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیهم یک دست پیراهن نو به دخترش داده بود تا در شب عروسی بپوشد. هنگامی که موکب عروس رهسپار خانه حضرت علی علیه‌السّلام بود، زن سائلی پیش آمد، و در برابر عروس اظهار احتیاج نمود. فاطمه سلام‌الله‌علیهم که در آن وقت دو پیراهن داشت: یکی کهنه و دیگری نو، به مصداق آیه «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون:»

هرگز به نیکی دست نمی‌یابید و از نیکان نمی‌شوید، مگر اینکه از آنچه دوست می‌دارید، انفاق کنید. پیراهن نو را به فقیر بخشید. فاطمه علیهاالسلام مظهر تقوا و ایثار، همراهان را به دور خود جمع کرد، و بی درنگ «لباس عروسی» را از تن در آورد و به آن زن فقیر بخشید. حضرت با این عمل، دیگری را برخود مقدم داشت. این عمل وی به قدری جالب و این فداکاری، به اندازه‌ای بزرگ است که تاکنون تاریخ نتوانسته نمونه‌ای از آن را در خاطره خود ثبت نماید. آری، زهرای اطهر با همان لباس معمولی به خانه شوهر رفت و سند ایثار در چهره درخشان زندگی اش ثبت گردید.

← مواسات

مواسات به معنای تقسیم اموال با نیازمندان در اندازه کفاف است؛ یعنی در همان مقدار کفاف دیگری را نیز شریک سازد، اگر افزون بر اندازه، کفاف باشد و از آن مقدار زیادی به کسی ببخشد، به آن مواسات نمی‌گویند و در واقع مصداق صدقه می‌باشد

زندگی مشترک فاطمه سلام‌الله‌علیهم و علی علیه‌السّلام نیز در حالی شکل گرفته بود که در جامعه نوپای اسلامی، فقیران و مستمندان و گرسنگان زیادی به سر می‌بردند و از این رو، ایشان می‌کوشیدند به پیروی از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم زندگی ساده و به دور از تجملات را برای خود تدارک ببینند و به مواسات اسلامی عمل کنند؛ نقل شده که چون حضرت رسول صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از سفری مراجعت می‌فرمود، اول به خانه حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیهم تشریف می‌برد و مدتی می‌ماند و بعد از آن به منزل خود می‌رفت. در یکی از سفرهای پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم ، حضرت زهرا سلام‌الله‌علیهم برای خود دستبند و گلوبند و گوشواره از جنس نقره تهیه کرده و پرده‌ای بر در خانه خود آویخته بود. هنگامی که رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم از سفر مراجعت کرد و به خانه فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیهم وارد شد، چون چشمش به زینت‌های مورد استفاده فاطمه سلام‌الله‌علیهم افتاد، با ناراحتی از خانه بیرون رفت و به مسجد وارد شد و در کنار منبر نشست. حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیهم با فهمیدن علت این رفتار پدر، برای جلب خشنودی و رضایت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم همه آن زینت‌ها را به نزد پدر فرستاد و پیغام داد که دخترت سلام می‌رساند و می‌گوید: اینها را در راه خدا انفاق کنید! و چون آن‌ها را به نزد پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم آوردند، سه مرتبه فرمود: «آنچه را که می‌خواستم، فاطمه انجام داد. پدرش به فدای او باد! »

← ایثار

برترین و بالاترین مرتبه انفاق، ایثار است؛ در این مرتبه فرد نه تنها اموال خود را با مستمندان تقسیم، و بدون تجملات، در سطح فقیرترین افراد جامعه زندگی می‌کند، بلکه آنان را بر خود مقدم می‌دارد و نصیب خویش را نیز به آن‌ها تقدیم می‌نماید و این عالی‌ترین مصداق انفاق و بزرگواری است: «غایه المکارم الایثار» و به راستی نمونه بارز آن، حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام هستند.
ابن عباس نقل نموده که امام حسن علیه‌السّلام و امام حسین علیه‌السّلام بیمار شدند. پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند و به علی علیه‌السّلام گفتند: چه خوب است که برای بهبودی فرزندانت نذری کنی. علی علیه‌السّلام و فاطمه سلام‌الله‌علیهم و فضه – کنیز آن دو بزرگوار- نذر کردند که اگر کودکان بهبودی یافتند، سه روز روزه بدارند. بچه‌ها بهبودی یافتند و اثری از کسالت باقی نماند. حضرت علی علیه‌السّلام سه من جو قرض گرفت و فاطمه سلام‌الله‌علیهم یک من آن را آرد کرده، از آن نان درست کرد و سهم هر کسی را جلویش گذاشت تا افطار کند. در همین حال سائلی به در خانه آمد و گفت: سلام بر شما اهل بیت محمد صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم . من مسکینم، مرا طعام دهید! خاندان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم آن سائل را بر خود مقدم شمرده، افطار خود را به او دادند و آن شب چیزی جز آب نخوردند و با شکم گرسنه دوباره نیت روزه کردند. هنگام افطار روز دوم یتیمی بر در خانه آمد و غذا خواست و آن‌ها غذای شان را به او دادند. در شب سوم اسیری آمد و همان عمل را نسبت به او کردند. صبح روز چهارم علی علیه‌السّلام دست امام حسن علیه‌السّلام و امام حسین علیه‌السّلام را گرفت و نزد رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم آمد. آن حضرت وقتی بچه‌ها را دید که از شدت گرسنگی ضعیف شده‌اند، گریه کرد. در این هنگام جبرئیل با سوره دهر بر آن حضرت نازل شد. ،

آیاتی که در سوره انسان درباره ابرار نازل شده، در شان فاطمه سلام‌الله‌علیهم و خانواده اوست که نشان می‌دهد ارزش ایثار و اطعام آنان به خاطر نهایت اخلاص در راستای کسب رضایت پروردگار می‌باشد و لذا می‌فرماید: «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا؛

و غذایی را که از شدت احتیاج دوست می‌داشتند، به مسکین و یتیم و اسیر عطا کردند و گفتند: شما را فقط برای خشنودی خدا اطعام می‌کنیم؛ نه از شما عوضی می‌خواهیم و نه انتظار سپاس و ثنایی داریم.»

چگونه زیستن و معاشرت کردن با همسر و فرزندان و سامان بخشی به امور خانه و زندگی که در حیات طیبه حضرت زهرا(س) بود، به عنوان «الگوی خانواده ها» خانه و خانواده او را به عنوان یک «خانواده الگو» مطرح ساخته است.

آن حضرت، آیین خانه داری و همسرداری را به خوبی مراعات می کرد. در زندگی واقعا شریک و همراه و هم راز همسرش امیرمؤمنان(ع) بود.

گاهی در خانه، به علت وضعیت دوران و شرایط تنگنای اقتصادی حاکم بر مسلمانان و آن حضرت غذایی نبود و کودکان و خود آن بانو گرسنه بودند، اما فاطمه زهرا(س) چیزی به حضرت علی(ع) نمی گفت و از او درخواستی نمی کرد؛ حتی به پیامبر خدا هم در این مورد سخنی نمی گفت.

بیم آن داشت که همسرش نتواند خواسته او را برآورد و تأمین کند و شرمنده شود.

تا این حد مراعات مالی شوهر و پرهیز از «درخواست»، تنها از آن حضرت برمی آمد که همسر و همتای کسی همچون علی(ع) است.

مشارکت در کارهای خانه، جلوه دیگری از رفتار آن خانواده الگو بود. گاهی در اثر کار بسیار، دست هایش تاول می زد، لباس هایش غبارآلود می شد و بر لبانش دود و خاکستر می نشست.

کارها بین حضرت علی(ع) و فاطمه(س) تقسیم شده بود. آوردن آب و تهیه هیزم و کارهای خارج از خانه، برعهده علی(ع) بود و درست کردن آرد و خمیر و پختن نان و وصله زدن لباس و کارهای داخل خانه با فاطمه(س) بود. حضرت زهرا(س) از اینگونه تقسیم کار، بسیار خرسند بود؛ چرا که از برخورد و روبه رو شدن با نامحرمان در بیرون، دورتر بود. این نکته، درسی برای تقویت عفاف و پاکی زنان ما در جامعه اسلامی است.

شخصیت بخشی به فرزندان

در سیره عملی حضرت زهرا(س) توجه به شخصیت بخشی فرزندان و ایجاد اعتماد به نفس در آنها کاملاً مشهود است. از جمله ابزارهایی که روح اعتماد به نفس و مشکل ستیزی را در کودک زنده نگه می دارد، مسابقه و رقابت های سازنده است. رو به رو ساختن کودکان با مشکلات و فراهم نمودن امکان رقابت برای آنها موجب بالا رفتن حس اعتماد می گردد. این مسئله به قدری ارزشمند و سرنوشت ساز است که اولیا کودک باید برای آن برنامه ریزی کنند.

حضرت زهرا(س) برای ایجاد اعتماد به نفس در فرزندان خود آنها را وادار و تشویق به مسابقه و ورزش می کرد.

از جمله نمونه های دیگر؛ روحیه شادابی و نشاط و محبت در بین افراد خانواده است. افراد خمود و پژمرده از کارایی لازم و مفید در امور اقتصادی و غیر اقتصادی برخوردار نمی باشند. افزایش کارایی، موجب کاهش هزینه های تولید و در نتیجه سود افزوده و بهره وری اقتصادی بیشتر می شود.

از منظر اسلام، نفع شخصی و مطلوبیت فرد به تنهایی مطرح نیست، بلکه سهم هر یک از افراد جامعه در ضرر و منفعت کل جامعه اثرگذار است. ایثار، پشتکار، گذشت، درستی و راستی و دیگر فضائل و ارزش های فردی شاکله اجتماع را سالم و پرثمر می سازد.(1)

محبت و مهروزی به فرزندان

دانشمندان علوم تربیتی می گویند: کودکان در تمام دوران کودکی به محبت و اظهار علاقه نیازمندند. کودک می خواهد پدر و مادر او را دوست داشته باشند و نسبت به او اظهار علاقه کنند. کودک چندان توجهی به لباس، خوراک و محل زندگی ندارد اما به این موضوع توجه دارد که آیا او را دوست دارند یا نه؟

درس محبت در خانه حضرت زهرا(س) به طور کامل ارائه می شد و آن حضرت که خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سیراب شده و قلبش کانون محبت به همسر و فرزندانش بود در این جهت نیز وظیفه مادری خود را به بهترین شکل انجام می داد.

سلمان فارسی می گوید: روزی حضرت فاطمه زهرا(س) را دیدم، که مشغول آسیاب کردن غله است. فرزندش حسین(ع) به گریه افتاد و بیتابی می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما، غله را آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ حضرت فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم. شما آسیاب را بچرخانید.(2)

خوب شوهرداری کردن

برای زن بزرگترین موفقیت و ارزش این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می گردد پرهیز نماید. حضرت علی(ع) می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است» زن برای اینکه بتواند در این جهاد پیروزمند باشد باید تمام سعی و تلاش خود را بکار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد.

شوهرداری حضرت زهرای مرضیه(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با شوهر در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.

حضرت علی(ع) می فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.»(3)

و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمود:

«هرگاه به چهره او «زهرا(س)» نگاه می کردم هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد.»(4)

پس از ماجرای تلخ سقیفه، سران سقیفه برای جلب افکار عمومی مردم به فکر چاره افتادند تا به گونه ای که از حضرت زهرا(س) دلجویی نمایند که اجازه ملاقات می خواستند. اما فاطمه زهرا(س) هر گونه پیشنهادی را رد می نمود و موضع اعتراض و سکوت و بیزاری را ادامه می داد.

روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خلیفه و عمر در پشت درب منزل، منتظر اجازه ورود می باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند: «علی جان خانه، خانه توست و من همسر تو می باشم هر آنچه می خواهی انجام ده.»(5)

تفاهم در زندگی مشترک

امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: «به خدا سوگند (در سراسر زندگی مشترک با فاطمه(س) تا آنگاه که خدای عزیز و جلیل او را قبض روح فرمود هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ کاری او را اکراه و اجبار نکردم، و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانی من نکرد؛ هر وقت به او نگاه می کردم رنج ها و اندوه هایم برطرف می شد.»(6)

دعا در حق دیگران

امام مجتبی(ع) نقل فرموده اند که: «مادرم فاطمه(س) را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و رکوع و سجود می بود، و می شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می کرد، و برای خود هیچ دعا نمی کرد، به او گفتم: مادر! چرا همان طوری که برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی کنی؟»

فرمود: «پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.»(7)

تشویق فرزندان به فراگیری علم

حضرت زهرا(س) از همان آغاز کودکی فرزندانش، عبادت خدای تعالی را در روح و روان آنها تثبیت کرد و خوی پرستش خدای یکتا را در فطرت لطیف آنها سرشت و از همان آغاز به آنها علم آموخت و آنها را برای کسب معارف و تشویق در فراگیری، آماده می کرد، به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) که هفت ساله بود می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن.»(8)

مقام ایثار و گذشت

شیعه و سنی نقل کرده اند، امیرمؤمنان و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین(ع) و خادمه آنان «فضه» طبق نذری که کرده بودند سه روز، روزه گرفتند.

شب اول هنگام افطار فقیری در زد، حضرت علی(ع) افطار خود را به او داد. سایرین نیز به او اقتدا کرده و افطار خود را به فقیر دادند و با آب افطار کردند. شب دوم یتیمی در زد و باز افطار خود را به او دادند. شب سوم نیز اسیری آمد و چیزی طلبید، این بار نیز افطار خود را به او دادند.

آنگاه از سوی خدای متعال سوره «هل آتی علی الانسان» نازل شد(9) و در آن آیه «و یطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما و اسیرا» اشاره به ایثار و انفاق آن بزرگواران دارد.(10)

تفسیر این داستان را در تفاسیر شیعه و سنی و از جمله در تفسیر معروف «کشاف» تألیف عالم و مفسر بزرگ سنی «جاراللّه زمخشری» می توان یافت.

تقسیم کار منزل با همسر

امام صادق(ع) می فرماید: «… علی(ع) آب و هیزم می آورد و حضرت فاطمه آرد می کرد و خمیر می ساخت و نان می پخت و لباس ها را وصله می زد، و آن بانوی گرامی از زیباترین مردم بود و گونه های مطهرش از زیبایی مثل گل بود. درود خدا بر او و پدر و فرزندانش باد.»(11)

امام علی(ع) فرموده است: «فاطمه به قدری با مشک آبکشی کرد تا بر سینه اش اثر گذاشت، و به قدری با آسیاب دستی آرد کرد تا دست هایش مجروح شد و آنقدر خانه روبی کرد و برای پخت و پز آتش زیر دیگ نهاد که لباس هایش گردآلود و دودی گردید؛ و در این امور زحمت و رنج بسیار به او می رسید …»(12)

پیامبر(ص) به فاطمه(س) کمک می کند.

رسول خدا(س) به منزل حضرت علی وارد شد، او را دید که همراه فاطمه(س) مشغول آسیاب کردن هستند، پیامبر فرمودند: «کدامیک خسته تر هستید؟»

حضرت علی عرض کرد: «فاطمه ای رسول خدا!»

پیامبر(ص) به فاطمه(س) فرمودند: «دخترم برخیز» و فاطمه برخاست و پیامبر(ص) به جای او نشست و با علی(ع) در آرد کردن دانه ها یاری فرمود.(13)

بنابراین احترام به همسر و رعایت حقوق همسر و همسردوستی و فرزنددوستی و سختکوش در کار خانه و تبدیل خانه به مدرسه و تبدیل بخشی از خانه به مسجد و عبادتگاه و برنامه ریزی در کار خانه و رعایت حق خدمتکار و آموزش قرآن و اخلاق به خدمتکار از ویژگی های حضرت زهرا(س) بود چنان که تبدیل خانه به سنگر جهاد و مبارزه بر علیه ستمگران و دفاع از ولایت را در راستای وظایف خویش می دانست، همچنین توجه به دعا در حق همسایه و قانع بودن به خانه اجاره ای در اول زندگی و ایجاد روحیه عبادت و انفاق گروهی و خانوادگی در بین اعضا و و رعایت تفاهم با همسر و قبول مسئولیت شخصی در تربیت فرزندان و تقسیم کار در امور خانه و مشورت در امور و بردباری و تحمل فقر خانوادگی و مشکلات خانوادگی و فرمان پذیری از همسر از اخلاق و روحیات خاص حضرت زهرا(س) بود حتی رسیدن به انواع موفقیت های خانوادگی و سرودن شعر برای شوهر و فرزندان و پدر. نیز از اخلاق خانوادگی حضرت زهرا(س) می باشد.

بعد از رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) طوفان عجیبی سراسر جهان اسلام را فرا گرفت، و کانون این طوفان مرکز «خلافت» بود، سپس به هر چیز که به نحوی با آن ارتباط می کرد منتقل شد، از جمله حکم مصادره سرزمین فدک. فاطمه (علیها السلام) که می دید این تجاوز آشکار، توأم با نادیده گرفتن بسیاری از احکام اسلام در این رابطه، جامعه اسلامی را گرفتار یک انحراف شدید از تعالیم اسلام و سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و گرایش به برنامه های جاهلی می کند، و از سوی دیگر مقدمه ای است برای خانه نشین کردن امیرمؤمنان علی (علیه السلام) و محاصره اقتصادی یاران جانباز علی (علیه السلام)، به دفاع از حق خویش در مقابل غاصبان فدک پرداخت، ولی نظام حاکم به بهانه حدیث مجعول «نَحنُ مَعَاشِرَ الأَنبِیَاءِ لَا نُوَرِّثُ؛ ما پیامبران ارثی از خود نمی گذاریم!» از ادای این حق سر باز می زد.
فاطمه(س) در مسجد پیامبر(ص)

بانوی اسلام سیّده زنان عالم (علیها السلام) با جمعی از زنان بنی هاشم به مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) آمد تا در برابر توده های مسلمان، و سران مهاجر و انصار گفتنی ها را بگوید، و اتمام حجت کند. او بی اعتنا به «جوسازی» خاصی که شده بود، و به بهانه «غصب فدک» خطبه بسیار غرایی ایراد نمود که بسیاری از حقایق در آن افشا شد.  لحن گیرای بانوی اسلام در این خطبه بیانگر این واقعیت است که او سخنوری بلیغ، و خطیبی نستوه، همتای همسرش علی (علیه السلام) بود که خطبه های او را در نهج البلاغه تداعی می کند.

به هر حال این خطبه تاریخی از خطبه های معروف اهل بیت (علیهم السلام) است، و بسیاری از متعهدان شیعه فرزندان خود را همواره توصیه به حفظ این خطبه می کردند، تا با گذشت زمان گرد و غبار نسیان بر آن ننشیند، و از سوی دشمنان مغرض زیر سؤال قرار نگیرد. هم اکنون نیز سزاوار است نسل جوان برومند این حماسه بزرگ را به خاطر بسپارند و به آیندگان منتقل کنند.

اسناد و مدارک خطبه

این خطبه از خطبه های مشهوری است که علمای بزرگ شیعه و اهل سنّت با سلسله سندهای بسیار آن را نقل کرده اند، و برخلاف آنچه بعضی خیال می کنند، هرگز خبر واحد نیست، و از جمله منابعی که این خطبه در آن آمده است منابع زیر است:

1 ابن ابی الحدید معتزلی دانشمند معروف اهل سنّت در «شرح نهج البلاغه» در شرح نامه «عثمان بن حنیف» در فصل اوّل تصریح می کند: اسنادی را که من برای این خطبه در این جا آورده ام از هیچ یک از کتب شیعه نگرفته ام!

2 علی بن عیسی إربلی در کتاب «کشف الغمه» آن را از کتاب «سقیفه» ابوبکر احمد بن عبدالعزیز آورده است.

3 مسعودی در «مروج الذهب» اشاره اجمالی به خطبه مزبور دارد.

4 سیّد مرتضی عالم بزرگ شیعه در کتاب «شافی» این خطبه را از عایشه همسر پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است.

5 محدّث معروف مرحوم صدوق بعضی از فرازهای آن را در کتاب «علل الشرایع» ذکر نموده است.

6 فقیه و محدّث بنام مرحوم شیخ مفید نیز بخشی از خطبه را روایت کرده است.

7 سیّد ابن طاووس در کتاب «طرائف» قسمتی از آن را از کتاب «المناقب» احمد بن موسی بن مردویه اصفهانی که از معاریف اهل سنّت است از عایشه نقل می کند.

8 مرحوم طبرسی صاحب کتاب «احتجاج» آن را بطور «مرسل» در کتاب خود آورده است.

 

چکیده:

ابوعبدالله محمدبن سعدبن منیع (168–230 ق / 784–845 م) مشهور به ابن سعد مورخ و سیره نویس، صاحب تالیف مفصل و کم نظیر طبقات الکبری است. وی در میان دانشمندان و مورخین بعد از خود، به مورد اعتماد بودن در نقل روایات شهرت داشت و به همین دلیل مورخین بعد از او بسیار به او ارجاع داده اند؛ اما در این میان مسئله جانشینی رسول خدا? در کتاب طبقات الکبری ابن سعد به گونه ای گزارش شده است که آشکارا دیدگاه نویسنده را در برجسته کردن اعتقاد خود نشان می دهد. در این گزارش ها ابن سعد به خواننده القا می کند که تنها نامزد مورد علاقه رسول خدا ص برای جانشینی پس از خود، کسی جز ابوبکر نبوده؛ این در حالی است که گزارش های مخالف و همچنین روایات پیامبر درباره مقام و موقعیت ممتاز علی ع را نادیده می گیرد. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی قصد دارد از حقیقت گزارش های جانبدارانه، گزینشی و تحریف شده نویسنده طبقات در خصوص مسئله جانشینی رسول خدا ص پرده بردارد.

خلاصه ماشینی:

در این گزارش‌ها ابن‌سعد به خواننده القا می‌کند که تنها نامزد مورد علاقة رسول‌خداˆ برای جانشینی پس از خود، کسی جز ابوبکر نبوده؛ این در حالی است که گزارش‌های مخالف و همچنین روایات پیامبر دربارة مقام و موقعیت ممتاز علی† را نادیده می‌گیرد. وی در ضمن شرح خطبة 66 نهج‌البلاغه پس از اینکه شواهدی از کلمات ابوبکر و دیگران ذکر می‌کند – که حاکی از عدم تعیین ابوبکر است- می‌گوید: بنابراین، امثال این گزارش‌ها که پیامبرˆ از عایشه می‌خواهد پدرش را خبر ‌کند تا برای او توصیه‌ای برای خلافت بنویسد (مبادا کسی در شایستگی‌ او تردید‌‌ کند که «یأبی الله و المؤمنون الا ابابکر و… این گزارش نیز از سوی ابن‌سعد نقل شده است (ابن‌‌سعد، 1998م، ج2، ص245) افزون براین، اگر مسئلة تعیین خلافت و جانشینی ابوبکر آن قدر روشن بود که پیامبرˆ نیازی به سفارش بدان نمی‌دید، که «أبی الله أن یختلف فیه»، پس چگونه است که این مطلب روشن از برابر چشمان صحابه – که در نگاه اهل‌سنت همگی عادل‌اند- پوشیده ماند؟! او یک جا تلاش می‌کند تا برای ابوبکر و شایستگی او نص دست‌وپا کند و با بزرگ کردن روایات مخدوش نماز ابوبکر، خواننده را به این باور سوق دهد؛ و در جای دیگر از عایشه و دیگران گزارش می‌کند که پیامبر ˆرحلت فرمود، در حالی‌که نه دربارة علی† و نه دربارة غیر او سفارش و وصیتی نکرده بود!؟ ابن‌سعد عایشه را آخرین شخصی می‌داند که از پیامبرخداˆ جدا شده، در حالی‌که سر مبارک او را بر سینه داشته است.

 

حضرت زهرا (س) یکی از پنج بانوی قدسی تاریخ جهان به شمار می‌رود و جایگاه بسیار رفیعی در دین اسلام دارد. آن حضرت (س) سومین معصوم، دختر معصوم، همسر معصوم و مادر معصوم و دارای ویژگی‌های ممتاز متعددی است.

۱۲ امام بزرگوار شیعه (علیهم السلام) از نسل حضرت فاطمه زهرا (س) هستند؛ مطابق روایات سوره و آیاتی از قرآن کریم مانند سوره کوثر، سوره انسان، آیه تطهیر و آیه مودت در حق آن حضرت (س) و همسر و فرزندانش نازل گردیده است و دوستی و دشمنی با ایشان، به منزله دوستی و دشمنی با پیامبر (ص) است.

بی‌شک بر کسی پوشیده نیست که حضرت زهرا (س) مجموع صفات پدرشان، حضرت محمد (ص) را در خود دارند. حضرت زهرا (س) نه تنها صفات پدر را در خود داشتند، بلکه هر آنچه از علم، معرفت، اخلاق وایمان پدر در دست داشتند و برای دیگران به اشتراک می‌گذاشتند، که حقیقت اسلام زنده بماند و جاودانه شود.

زندگینامه حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه زهرا (س) دختر گرامی خاتم الانبیاء حضرت محمد (ص) و حضرت خدیجه کبری (س)، همسر مکرمه حضرت امام علی (ع) و مادر ارجمند حضرت امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و حضرت زینب کبری (س) است.

پدر بزرگوار حضرت زهرا (س) خاتم پیامبران الهی و برترین مخلوق خداوند و مادرش خدیجه، از زنان بزرگ و شریف قریش و نخستین بانویی بود که به اسلام گروید و تمامی ثروت و دارایی خود را برای خدمت به اسلام و مسلمانان صرف کرد. خدیجه در دوران جاهلیت و دوران پیش از ظهور اسلام نیز به پاکدامنی مشهور بود، تا جایی که از او به طاهره (پاکیزه) یاد می‌شد.

ولادت حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه زهرا (س) در روز بیستم جمادی الثانی سال پنجم پس از بعثت در مکه مکرمه، چشم به جهان گشود.

در مورد تاریخ ولادت ایشان اختلاف وجود دارد. تاریخ ولادت حضرت زهرا (س) در بیشتر منابع اهل سنت، پنج سال پیش از بعثت و در زمانی که قریش مشغول مرمت خانه کعبه بودند، در برخی سال دوم بعثت و در بیشتر منابع شیعی، پنج سال پس از بعثت پیامبر اسلام (ص) ذکر شده است.

مطابق با برخی روایات رسول خدا (ص) قبل از انعقاد نطفه حضرت زهرا (س) از سوی خدا مامور شد که چهل شبانه روز از حضرت خدیجه (س) فاصله بگیرد و خانه را ترک نموده در مکانی معتکف گردد. آن حضرت این ایام را به روزه و عبادت سپری نمود و در پایان این اعتکاف چهل روزه جبرئیل بر رسول خدا فرود آمد و در حالی که طعامی با خود به همراه آورده بود، به پیامبر گفت: به فرمان خداوند با این طعامی که به دستور خدا از بهشت برای تو آورده‌ام افطار کن. پس رسول خدا با آن غذا افطار نمود و پس از افطار به سوی خانه خدیجه روان شد و همان شب نطفه پاک فاطمه منعقد گردید.

در روایتی آمده است که رسول خدا (ص) در دوران حمل حضرت زهرا (س) توسط خدیجه به او فرمود: ای خدیجه! جبرئیل مرا بشارت داده که او دختر است، و گفته که او منشأ نسلی پاک و مبارک است و خداوند تبارک و تعالی مقدّر نموده که نسل من از طریق او برقرار و پایدار بماند، و مقرر فرموده که فرزندان او پس از انقطاع وحی امام و خلیفه خدا در زمین باشند.

پیامبر اکرم (ص)، نام فرزند عزیز خود را فاطمه گذاشتند که در مورد علت این نامگذاری در حدیثی از آن حضرت (س) آمده است:

«إنّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ فَطمَ ابْنَتِی فاطِمَة وَ وُلدَها وَ مَنْ أَحَبًّهُمْ مِنَ النّارِ فَلِذلِکَ سُمّیَتْ فاطِمَة»

ترجمه: خداوند دخترم فاطمه و فرزندانش و هر کس که آن‌ها را دوست داشته باشد را از آتش دوزخ جدا کرده، به این دلیل او فاطمه نامیده شده است.

در جایی دیگر، دلیل نامگذاری ایشان به نام فاطمه را این گونه بیان کردند که از هر گونه بدی جدا و بریده شده است.

اکثر مفسران شیعی و عده‌ای از مفسران بزرگ اهل تسنن نظیر فخر رازی، آیه آغازین سوره کوثر را به حضرت فاطمه زهرا (س) تطبیق نموده‌اند و او را خیر کثیر و باعث بقا و گسترش نسل و ذریه پیامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شایان ذکر است که آیه انتهایی این سوره نیز قرینه خوبی براین مدعاست که در آن خداوند به پیامبر خطاب می‌کند و می‌فرماید همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

طبق روایات حضرت زهرا (س) چون به دنیا پانهاد، به قدرت الهی لب به سخن گشود و گفت: “شهادت می‌دهم که جز خدا، الهی نیست و پدرم رسول خدا و آقای پیامبران است و شوهرم سرور اوصیاء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان هستند.”

ازدواج و فرزندان حضرت زهرا (س)

وقتی حضرت زهرا (س) به سن ازدواج رسید، افراد زیادی از صحابه پیامبر (ص) و بزرگان و سرشناسان مسلمان از ایشان خواستگاری کردند. از جمله این افراد ابوبکر و عمر بودند، لیکن پیامبر اسلام (ص) در جواب آنان فرمودند: “در مورد فاطمه منتظر فرمان الهی هستم.”

پس از آن، خویشاوندان از علی (ع) خواستند تا حضرت زهرا (س) را از پیامبر خواستگاری کند؛ لذا علی (ع) شخصا به حضور پیامبر (ص) شرفیاب شد؛ ولی شرم و حیا مانع از سخن گفتن ایشان گردید. پیامبر (ص) پرسید: اباالحسن چه می‌خواهی؟ و علی (ع) همچنان ساکت بود تا پیغمبر (ص) سه بار سؤال خود را تکرار نمود. سپس فرمود: گویا فاطمه (س) را می‌خواهی؟ علی (ع) جواب داد: آری؛ و بنابر نقل دیگری علی (ع) به پیامبر (ص) عرض کرد: «پدر و مادرم فدای تو باد. تو می‌دانی که مرا در کودکی از پدرم “ابوطالب” و مادرم “فاطمه بنت اسد” گرفتی و در سایه تربیت خود پرورش دادی و در این پرورش از پدر و مادر بر من مهربان‌تر بودی و از سرگردانی و شک که پدران من دچار آن بودند، رها نمودی. تو در دنیا و آخرت تنها اندوخته من هستی. اکنون که خداوند مرا به وسیله تو نیرومند ساخته است، می‌خواهم به زندگی خود سامان بدهم و ازدواج کنم. من برای خواستگاری فاطمه آمده ام. آیا قبول می‌کنی؟»

با شنیدن این خبر چهره مبارک پیامبر (ص) از شادمانی برافروخت و به روی علی (ع) خندید و فرمود: آیا چیزی داری که مهریه فاطمه قرار دهی؟ عرض کرد: حال من بر شما پوشیده نیست. جز شمشیر و شتر آبکش و زره چیزی ندارم. پیامبر (ص) فرمودند: شمشیر را برای جهاد و شتر را برای آب دادن به نخل‌های خرما و بارکشی در سفر می‌خواهی، همان زره را مهر قرار بده؛ و بنابر نقل دیگر پیامبر (ص) به علی (ع) فرمود: “پیش از تو کسانی به خواستگاری او آمده اند، اما دخترم نپذیرفته است.” سپس به خانه رفت و به دخترش فرمود: “علی تو را از من خواستگاری کرده است، تو پیوند و سبقت او در اسلام را می‌دانی و از فضیلت او آگاهی.” حضرت زهرا (س) بدون آن که صورت خود را برگرداند، خاموش ماند. پیامبر (ص)، چون آثار خشنودی را در چهره او دید، فرمود: الله اکبر، سکوتها، اقرارها، سکوت او نشانه رضایت اوست.

به هر حال علی (ع) مهریه حضرت زهرا (س) را که مبلغ ۴۸۰ درهم بود و به قولی ۴۰۰ درهم و یا همان مهرالسنه یعنی مبلغ ۵۰۰ درهم بود؛ و از طریق فروش زره آن حضرت تامین گردید، به پیامبر (ص) داد. آن حضرت یک سوم آن را داد تا به وسیله آن عطر تهیه کنند و بقیه را بدون آن که بشمارد به ابوبکر داد تا با آن لوازم زندگی برای حضرت زهرا (س) تهیه کند. در مورد علت این امر پیامبر بارها به “سلمی” فرمود: «من فاطمه را به علی تزویج نکردم، بلکه خدا فاطمه را به علی تزویج نمود.» و نیز در فضیلت علی (ع) فرمود: «لو لم یخلق علی (ع) ما کان لفاطمه کفو؛ اگر علی (علیه السّلام) خلق نمی‌شد، برای فاطمه همسری پیدا نمی‌شد.» و نیز فرمودند: «فاطمه جان؛ خداوند به رضای تو راضی و به خشم تو خشمگین می‌شود» و نیز “عایشه” از رسول اکرم (ص) نقل می‌کند که آن حضرت به فاطمه زهرا (س) فرمودند:‌ «ای فاطمه بشارت بر تو باد که همانا خداوند تو را بر همه زنان عالم و بر همه زنان اهل اسلام برگزیده است».

ازدواج پر برکت حضرت حضرت (س) و حضرت علی (ع) طبق نقل مشهور در سال دوم هجرت در مدینه اتفاق افتاد.

زندگی مشترک آن‌ها در سن ۹ سالگی حضرت زهرا (س) و در کمال صفا و محبت آغاز گردید؛ به طوری که علی (ع) می‌فرمود:

«به خدا قسم تا فاطمه (س) زنده بود او را به خشم نیاوردم و او نیز کاری نکرد که مرا به خشم آورد.»

ثمره این ازدواج مبارک، پنج فرزند به نام‌های حسن، حسین، زینب، ام کلثوم و محسن (که در جریان وقایع پس از وفات پیامبر (ص) سقط شد)، بود.

امام حسن و امام حسین (علیهما سلام) از امامان شیعیان هستند که در دامان چنین مادری تربیت یافته‌اند و ۹ امام دیگر (به غیر از امام علی (ع) و امام حسن (ع)) از ذریه امام حسین (ع) هستند و بدین ترتیب و از طریق حضرت فاطمه زهرا (س) به رسول خدا (ص) منتسب می‌گردند و از ذریه ایشان به شمار می‌روند. به خاطر منسوب بودن ائمه اطهار (به غیر از امیر المومنین (ع)) به آن حضرت، فاطمه زهرا (س) را “ام الائمه” (مادر امامان) گویند.

جایگاه علمی و فعالیت‌های اجتماعی حضرت زهرا (س)

حضرت فاطمه زهرا (س) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست، اما مقام و منزلت او نزد خداوند و در میان مسلمانان به خصوص شیعیان، نه تنها کمتر از سایر ائمه نیست، بلکه آن حضرت همتای امیر المومنین (ع) و دارای منزلتی عظیم‌تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام) است.

اگر بخواهیم مقام علمی حضرت زهرا (س) را درک کنیم و به گوشه‌ای از آن پی ببریم، شایسته است به گفتار او در خطبه فدکیه بنگریم؛ چه آنجا که استوارترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می‌کند، یا آن هنگام که معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار می‌سازد و یا در مجالی که در آن خطبه، امامت را شرح مختصری می‌دهد.

جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن کریم و بیان علت تشریع احکام، خود سندی محکم بر اقیانوس بی‌کران علم اوست که متصل به مجرای وحی است.

از دیگر شواهدی که به آن وسیله می‌توان گوشه‌ای از علو مقام حضرت فاطمه زهرا (س) را درک نمود، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار است که در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است.

همچنین استدلال‌های عمیق فقهی فاطمه (س) در جریان فدک، به روشنی بر احاطه حضرت زهرا (س) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می‌نماید.

برخی از فعالیت‌های اجتماعی حضرت فاطمه زهرا (س)

مرجعیت علمی اصحاب
بیان احکام شرعی برای بانوان
مددکاری و پرستاری از مجروحان جنگ‌ها

علامه سید جعفر مرتضی عاملی درخصوص مرجعیت حضرت زهرا (س) می‌نویسد:

«تاکیدهای مکرر و مداوم پیامبر اکرم (ص) در گفتار و رفتار، به علاوه مقام و موقعیت حضرت زهرا (س) سبب شد تا ایشان مورد مراجعه مردم باشند و از درجه و موقعیت خاصی برخوردار گردند. چنانکه منزل ایشان پایگاه و پناهگاهی برای کسان زیادی بود که به آنجا رفت و آمد می‌کردند. علاوه بر زنان همسایه، دیگر بانوان مدینه نیز به آن حضرت مراجعه کرده و به منزلش رفت و آمد داشتند.»

شهادت حضرت زهرا (س)

در مورد تاریخ شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) چند روایت وجود دارد که بنا بر روایتی ۷۵ روز پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) در ۱۳ جمادی الاولی (که نظر اهل سنت نیز بر همین تاریخ است) و به روایت مشهورتری ۹۵ روز پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) مطابق با روز سه شنبه سوم جمادی الثانی در سال یازدهم هجری -در حالی که ۱۸ سال بیشتر از عمر مبارکشان نمی‌گذشت- است.

در «کشف الغمه» و غیر آن روایت کرده‌اند که، چون وفات حضرت زهرا (س) نزدیک شد، اسماء بنت عمیس را فرمود که آبی بیاور که من وضو بسازم، پس وضو ساخت و به روایتی غسل کرد نیکوترین غسل‌ها و بوی خوش طلبید و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید و پوشید و فرمود که “ای اسماء جبرئیل در وقت وفات پدرم چهل درهم کافور آورد از بهشت، حضرت آن را سه قسمت کرد یک حصه برای خود گذاشت و یکی از برای من و یکی از برای علی (ع)، آن کافور را بیاور که مرا به آن حنوط کنند.”، چون کافور را آورد فرمود که نزدیک سر من بگذار پس پای خود را به قبله کرد و خوابید و جامه بر روی خود کشید و فرمود که “ای اسماء ساعتی صبر کن بعد از آن مرا بخوان اگر جواب نگویم علی (ع) را طلب کن، بدان که من به پدر خود ملحق گردیده‌ام”، اسماء ساعتی انتظار کشید بعد از آن، آن حضرت را ندا کرد و صدایی نشنید، پس گفت:‌ ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین کسی که بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن کسی که درشب معراج به مرتبه «قابَ قَوْسَین اَوْ اَدْنی» رسیده است، چون جواب نشنید جامه را از روی مبارکش برداشت دید که مرغ روحش به ریاض جنّات پرواز کرده است پس بر روی آن حضرت افتاد آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول (ص) برسی سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان؛ در این حال حضرت امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) تشریف آوردند.

در روایت دیگر است که اسماء گریبان خود را چاک زد و از نزد فاطمه (ع) بیرون شد، حسنین (علیهما السلام) او را ملاقات کردند فرمودند:‌ ای اسماء، مادر ما کجا است؟ اسماء سکوت کرد، آن دوبزرگوار داخل بیت شدند و دیدند که مادرشان خوابیده است، حضرت امام حسین (ع) نزدیک شد و حرکت داد آن حضرت را دید که از دنیا رفته است «فَقالَ یا اَخا آجَرَ اللّه فی الْوالِدَة؛ گفت:‌ ای برادر؛ خدا اَجر دهد تو را در مصیبت مادر.» پس امام حسن (ع) خود را روی مادر افکند.

مردم مدینه پس از آگاهی از شهادت فاطمه زهرا (س)، در اطراف خانه آن بزرگوار جمع گشتند و منتظر تشییع و تدفین فاطمه (س) بودند، اما اعلام شد که تدفین حضرت زهرا (س) به تأخیر افتاده است؛ لذا مردم پراکنده شدند. هنگامی که شب فرا رسید و چشمان مردم به خواب رفت، امام علی (ع) بنا بر وصیت فاطمه (س) و به دور از حضور افراد، به غسل بدن مطهر و رنج دیده همسر خویش پرداخت و سپس او را کفن نمود.

هنگامی که از غسل دادن او فارغ شد، به امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) که در زمان شهادت مادر هر دو کودک بودند. امر فرمود تا عده‌ای از صحابه راستین رسول خدا (ص) را که البته مورد رضایت فاطمه (س) بودند و تعدادشان از هفت نفر بیشتر نمی‌شد، خبر نمایند تا در مراسم تدفین آن بزرگوار شرکت کنند.

پس از حضور صحابه، امیر المومنین (ع) بر حضرت زهرا (س) نماز گزارد و سپس در میان حزن و اندوه کودکان خردسالش که مخفیانه در فراق مادر جوان خویش گریه می‌نمودند، به تدفین فاطمه (س) پرداخت.

هنگامی که تدفین حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام) به پایان رسید، رو به سمت مزار رسول خدا (ص) نمود و گفت: سلام بر توای رسول خدا، از جانب من و از دخترت؛ آن دختری که بر تو و در کنار تو آرمیده است و در زمانی اندک به تو ملحق شده. ای رسول خدا، صبر و شکیبایی‌ام از فراق حبیبه‌ات کم شده، خودداریم در فراق او از بین رفت… ما از خداییم و بسوی او باز می‌گردیم… به زودی دخترت، تو را خبر دهد که چه سان امتت فراهم گردیدند و بر او ستم ورزیدند. سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه که دیری نگذشته و یاد تو فراموش نگشته… ”

بنا بر روایتی حضرت علی (ع) بر دور قبر حضرت زهرا (س) هفت قبر دیگر ساخت که ندانند قبر آن حضرت کدام است. و به روایتی دیگر، چهل قبر دیگر را آب پاشید که قبر آن مظلومه در میان آن‌ها مشتبه باشد، و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار کرد که علامت قبر معلوم نباشد. این‌ها برای آن بود که عین موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر او نماز نکنند و خیال نبش قبر آن حضرت را به خاطر نگذرانند و به این سبب در موضع قبر آن حضرت اختلاف واقع شده است.

بعضی گفته‌اند که در بقیع است نزدیک قبور ائمه بقیع (علیهما السلام) و بعضی گفته‌اند ما بین قبر حضرت رسول (ص) و منبر آن حضرت مدفون است؛ زیرا که پیامبر اسلام (ص) فرمودند: “ما بین قبر من و منبر من باغی است از باغ‌های بهشت و منبر من بر دری است از درهای بهشت”؛ و بعضی گفته‍اند که حضرت علی (ع)، حضرت زهرا (س) را در خانه خود دفن کردند.

هنر یکی از عناصر موثر در زندگی انسان‌ها است و همواره به عنوان انعکاس از توانایی‌های فکری، دستی و عاطفی بشر منعکس شده و با زندگی انسان‌ها و انسانیت گره خورده است.

در این دنیای بزرگ، هر جا که سخن از هنر و زیبایی است توجه انسان‌ها به آن جلب شده است چرا که انسان‌ها اساسا علاقه‌مند به هستی‌شناسی، زیبایی‌شناسی و معرفت خداوند و آفریده‌های زیبای باریتعالی هستند. رسول‌الله(ص) می‌فرمایند: «ان‌الله جمیل یحب الجمال» خداوند زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد. (صحیح‌ مسلم، ج1، ص 93) معنای این حدیث چیست؟ زیبایی خداوند در چیست و چه چیزهایی نزد خداوند زیبا هستند؟

علامه «ابن قیم» زیبایی خداوند را در چهار چیز عنوان می‌کند: زیبایی ذات خداوند، زیبایی اسم‌های خداوند، زیبایی صفات خداوند و زیبایی افعال خداوند، زیباترین چیز ذات خداوند متعال است، به همین جهت بهترین و زیباترین نعمت در بهشت که بهشتیان از آن شادمان می‌گردند نگاه به چهره خداوند متعال است و این بالاترین و بزرگترین نعمت در بهشت است، حتی در برخی از روایات آمده است که وقتی اهل بهشت پروردگارشان را ملاقات می‌کنند همه نعمت‌های بهشت را فراموش می‌کنند.

در طول تاریخ، رشد و گسترش هنر همواره بر محوریت دین صورت گرفته است. به گونه‌ای که دین محتوای هنر را مورد تاثیر قرار داده است. در طول تاریخ هنرمندان بسیاری بوده‌اند که خلاقیت‌های هنری خود را به منصه ظهور رسانده‌اند و در پرتوی این هنرآفرینی، باورهای دینی و اعتقادات اسلامی خود را به صورتی بارز به اثبات رسانده‌اند، هرچند آثار اسلامی از دوره‌ای به دوره دیگر و از منطقه‌ای به منطقه دیگر متفاوت بوده است اما آنچه که از نظر معنایی و محتوایی در این آثار مشخص و آشکار است معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی، یکتاشناسی و عشق و ارادت به خداوند متعال بوده است. به عبارت دیگر در همه این آثار هنری، اسلام بوده که اساس هنر را محفوظ نگاه داشته و بر غنای آن افزوده است.

«حجت‌السلام والمسلمین خلیل منصوری»، پژوهشگر، محقق و مدرس حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان به جایگاه هنر در اسلام اشاره می‌کند و می‌گوید: «صحبت درباره جایگاه هنر در اسلام نیاز به چند روز گفت‌وگو دارد و در دو یا سه صفحه و در یک فرصت کوتاه نمی‌گنجد اما با عنوان کردن برخی از آیات و روایات می‌توان به این اهمیت پی برد. به طور مثال خداوند متعال در آیه 6 سوره صافات می‌فرماید: انا زیناالسماء الدنیا بزینه الکواکب. ما آسمان را با ستارگان آراستیم تا هم زینت آن باشد و هم آسمان را از هر شیطان سرکشی حفظ کند. در واقع این آیه یا آیات مشابه نشان می‌دهد که خداوند به ساختار آفرینش هم توجه نموده و به بعد زیباشناختی اهمیت داده است، خداوند در آفرینش همه مخلوقات و پدیده‌ها به این مسئله توجه کرده و تناسب را در اندازه، رنگ و نقش رعایت نموده است. در مورد پدیده‌های دیگر نیز می‌بینیم که تمام اندازه‌ها با یکدیگر تناسب و هماهنگی دارد و هر چیزی را با حکمت، منطق و علم و آگاهی آفریده است. آفرینش مخلوقات، گل‌ها و گیاهان زیبا، موجودات زنده، کائنات آسمانی، ستارگان، سیاره‌ها و همه چیز با تناسب، زیبایی و کمال هوشیاری همراه بوده است و نسبت رنگ‌ها، نقش‌ها و اندازه‌ها در همه چیز رعایت شده است.»

وی اضافه می‌کند: «زیباشناختی فقط در حوزه لذت‌‌آفرینی نقش ندارد بلکه باعث آرامش روح و روان می‌شود و قرار دادن این دو هدف در کنار یکدیگر از شگفتی‌های خلقت است. وقتی که انسان به دامن طبیعت پناه می‌برد و درختان و گیاهان زیبا را مشاهده می‌کند یا اینکه گله‌های گوسفند یا گاو را می‌بیند از دیدن نظم این موجودات و زیبایی که در آفرینش آنها وجود دارد به هنرمندی خالق مطلق و آفریننده هوشیار و دانا پی می‌برد و علاوه بر اینکه روح و روانش آرام می‌شود به عبادت مشغول می‌شود و تمام وجودش سراسر عبادت و سپاسگزاری می‌شود.»

مرحوم  «علامه جعفری» درباره جایگاه هنر و هنرمند در اسلام می‌گوید: «هنگامی که احساس و فعالیت‌ هنری مانند چشمه‌سار زلال به جریان افتاد در مسیر خود به پای درختان و گل‌ها خواهد رسید و اگر از منبعی پاک جاری شود موجب تقویت ریشه‌ و حاصلخیزی خواهد شد و بالعکس در غیر این‌صورت ممکن است با موادی مخلوط شود که به گیاهان آسیب برساند، از همین‌جاست که باید ریشه‌ اصلی ارزش و ضد ارزش بودن انواع هنر را جست‌وجو کرد، یعنی باید دید که آب حیات‌بخش احساس هنری از کدامین مغز و از کدام چشمه حرکت می‌کند؟ هنرهای مبتذلی که متاسفانه به نام هنر و به نام فرهنگ و ارزش‌های اصیل، انسان‌ها را به بیراهه‌ می‌کشاند از سرچشمه‌های پاک و زلال‌ جاری نمی‌شوند، این‌چنین هنری در دین اسلام جایی ندارد، اما هنری که هدفش جریان دادن به احساس والای سازنده،‌ برداشتن گامی مثبت در تقلیل دردها و ناگواری‌های مردم و اصلاح و تنظیم و شکوفا ساختن زندگی آنان در حیات معقول (حیات طیبه) باشد از مطلوبیت والایی برخوردار است و یکی از واجبات هم به حساب می‌آید هنر باید آسیب و اخلالی در زندگی مردم به وجود نیاورد و آنان را از بهره‌برداری دین خدا محروم نسازد،‌ بنابراین هنر بر دو قسم است هنر پیرو و هنر پیشرو،‌ ارزش هنر پیشرو در این است که نوابغ هنری با مغز و روح و روان پاک خود،‌ از نبوغ خود در تعالی اصول انسانی و فعال‌سازی خلاقیت و نبوغ انسان‌ها استفاده کنند و آنان را به یک زندگی سالم و گرایش به سوی کمال متعالی رهنمون سازند.
(گفت‌وگوی مرحوم علامه جعفری با مجله هنر دینی شماره 10)

بدین ترتیب به جرات می‌‌توان گفت که هنر اسلامی دارای مرتبه‌ای رفیع در میان میراث بشری است، در معماری اسلامی آنجا که زیبایی و شکوه در کنار حکمت،‌ عرفان، معرفت‌شناسی، هستی‌شناسی و خداشناسی جلوه می‌کند اشکال عبادت برآمده از فطرت بشری بهترین و بیشترین نمود را داراست.

سازه‌های عظیم مساجد اسلامی در کشورهای مختلف،‌ مسجد امام در اصفهان از دستاوردهای عظیم معماری اسلامی هستند که در آنها هنر نقاشی، سفالگری، مینیاتور، رنگ‌آمیزی علاوه بر اینکه جلوه‌ای از هنر زندگی متمدن اسلامی و دستاوردهای هنر اسلامی است نمایشی زیبا از بندگی، عبودیت و عشق و احساس به خالق یکتا و آفریننده بی‌همتا است.

تابلو فرش ابریشم تبریز،‌ فلزکاری، سفالگری و هر هنری که به لفظ «اسلیمی» خوانده شود تبلور اخلاص و عشق حقیقی و فریاد و باور به یکتایی احسن‌الخالقین است.

نقش هنر در فرهنگ‌سازی

هنر یکی از مقوله‌های جدی فرهنگی هر جامعه‌ای است و اندیشمندان و محققان آن را عالی‌ترین شکل فعالیت معنوی انسان می‌دانند. طبیعی است که وقتی این فعالیت معنوی انسان امکان رشد بیابد در غنا بخشیدن به فرهنگ جامعه کاربردی عظیم خواهد داشت.

«سیما ملتجی» کارشناس مسائل اجتماعی در گفت‌وگو با گزارشکر کیهان به این مسئله مهم اشاره می‌کند و می‌گوید: «نقش هنر و بیان کردن احساسات افراد در قالب نقاشی، مجسمه،‌ فرش،‌ گلیم، صنایع دستی،  آثار خطی و نوشتاری و… نقشی بسیار تاثیرگذار و مهم در جامعه دارد و معمولا فرهنگ و تمدنی ماندگار و جاودانه می‌شود که دارای افراد هنرمند،‌ بااستعداد،‌ فعال و خلاق باشند و آثار فرهنگی نفیسی از خود به جا گذارند. به‌طور مثال حافظ،‌ سعدی، ملاصدرا،‌ علامه طباطبایی، بنیانگذار جمهوری اسلامی امام خمینی(ره)، ابن‌سینا، خیام، رازی و… همه و همه مفاخر و مرواریدهای گرانبهای فرهنگ و باورهای ایرانی و اسلامی هستند و جامعه ایرانی به خاطر وجود چنین انسان‌های گرانقدر و بزرگواری برخود می‌بالد و همه این‌ها به‌خاطر ارزش‌‌ها، تفکرات و استعدادهای خارق‌العاده این افراد است که توانسته‌اند آثار گرانبهایی از خود به‌جا گذارند.»

وی اضافه می‌کند: « به همین دلیل است که کودکان و نوجوانان از همان سنین کودکی باید به فراگیری تجربیات هنری مشغول شوند تا در کنار دروس خود به فعالیت‌های هنری هم مشغول شوند و در زمینه شعر و ادبیات، نقاشی و خطاطی به تجربیات خوبی دست پیدا کنند.»

به گفته این کارشناس آشنا کردن دانش‌آموزان با تجربیات هنری می‌تواند آنها را با میراث گذشتگان و هنرمندان ایرانی آشنا سازد و زمینه را برای رشد و خلاقیت و سازندگی آنها فراهم کند.

اهمیت هنر در فعالیت‌های تربیتی

برنامه‌های هنری در مدارس می‌تواند زمینه‌ساز فعالیت‌های بصری،‌ حرکتی،  ژرف‌نگری، تفکر،  بی‌تکلفی، سادگی و صداقت دانش‌آموزان باشد.

یکی از هنرهایی که می‌تواند در تربیت کودکان و نوجوانان سهم‌ به‌سزایی داشته باشد نقاشی است. نقاشی کردن فعالیتی تقریبا غریزی است که در رشد هوشی و ذهنی کودکان و نوجوانان بسیار موثر است، بسیاری از محققان معتقدند که نقاشی کودکان دریچه‌ای است که بر احساسات و اندیشه‌های آنان گشوده می‌شود و می‌توان از نقاشی‌های آنان در سنجش شخصیت یا تشخیص نابسامانی‌های روانشناختی استفاده کرد و درصدد درمان آن برآمد. در واقع نقاشی می‌تواند بهترین‌ راه برای ارتباط کودک و نوجوان با دنیای بیرونش باشد. یک موسسه تحقیقاتی گزارشی در این زمینه منتشر کرده و می‌گوید: «کودکان و نوجوانانی که در کلاس‌های هنری و به‌ویژ‌ه نقاشی، مجسمه‌سازی،‌ رنگ‌آمیزی و… شرکت می‌کنند قدرت فراگیری دروس ریاضی یا علوم برای آنها چند برابر کودکانی است که در این کلاس‌ها شرکت نمی‌کنند.

نقاشی کردن، رنگ‌آمیزی و مجسمه‌سازی در کلاس‌های هنری به‌ ویژه برای بچه‌های کوچک به مهارت‌های دیداری و حرکتی آنها کمک می‌کند و آموزش و پرورش با هنر به دانش‌آموزان می‌آموزد چطور اطلاعات دیداری را تغییر، نقد و از آنها استفاده کنند و چطور براساس آنها انتخاب کنند.

مادری که دو فرزند خود را در کلاس نقاشی ثبت‌نام کرده در این زمینه به گزارشکر کیهان می‌گوید: «با شروع فصل تابستان به این نتیجه رسیدم که بهترین کار برای گذراندن ایام تابستان فرزندانم، ثبت‌نام در کلاس نقاشی است زیرا پارسال هم آنها را در همین ایام ثبت‌نام کردم و خوشبختانه نتایج خوبی گرفتم و بچه‌‌ها از این کلاس بسیار راضی و خوشحال بودند.»

وی اضافه می‌کند: «نقاشی برای بچه‌‌ها نوعی ارتباط با دنیای بیرون است به خصوص بچه‌هایی که  دوستان زیادی ندارند یا در محیط خانه، گوشه‌گیر و منزوی هستند و از این طریق می‌توانند احساسات خود را بیان کنند و افکار و احساساتشان را در قالب نقاشی روی کاغذ بیاورند.»

این خانم خانه‌دار همچنین می‌گوید: «بسیاری از روانشناسان و مشاورین با استفاده از همین نقاشی‌ها به افکار و اندیشه‌های بچه‌‌ها دسترسی پیدا می‌کنند و نوع شخصیت آنها را تشخیص می‌دهند. چرا که نقاشی تاثیرپذیری کودک از محیط اطرافش را به خوبی منعکس می‌سازد.»

تاریخ هنر در جهان به قدمت بشریت است. انسان‌ها از همان بدو خلقت جنبه‌هایی از استعدادها، خلاقیت و توانایی خود برای تامین نیازها را به نمایش می‌گذاشتند، آثار به جای مانده از زندگی گذشتگان نشان می‌دهد که افرادی که نبوغ بیشتری از خود نشان می‌دادند در ادامه بقا، شانس بیشتری داشتند و جوامعشان پایدارتر بود. به عبارت دیگر هنر عبارت است از ساختن و پرداختن اشیاء مطابق با طبیعت و فطرت انسان‌ها، که چون اصل و اساس همه پدیده‌ها و موجودات از خداوند باریتعالی است بنابراین همه پدیده‌ها زیبا و متناسب و در حد و اندازه‌ای هستند که خداوند بصیر و دانا به آن امر فرموده است.

صفات الهی و روح خداوندی در کالبد بنی‌بشر دمیده شده است و خلقت انسان پرتویی از عظمت و جمال اوست، خدا زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد، انسان هم زیباست و زیبایی‌ها را دوست دارد چرا که روح خداوند در کالبد انسان‌ها دمیده شده است.

تقرب الهی با اتکاء به هنر

استعداد هنری و حس زیبایی‌جویی را خداوند در نهاد جانشین خود بر زمین قرار داده است، هنر از بدو خلقت انسان زبان تبادل اندیشه و گفت‌وگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌های بشری بوده است و در ایجاد و پایه‌ریزی سنت‌های فرهنگی جامعه اهمیت اساسی دارد.

«حجت‌الاسلام‌والمسلمین خلیل منصوری» پژوهشگر، محقق، نویسنده و مدرس حوزه علمیه قم در گفت‌وگو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «درست است که در قرآن کریم آیه مخصوص و یا سوره خاصی درباره هنر وجود ندارد اما همه قرآن و همه این کتاب مقدس هنر است چرا که در حوزه ادبیات از بهترین شیوه نگارشی در آن استفاده شده از نظر محتوا و غنا نیز بسیار باارزش است، در این کتاب نه تنها به محتوا توجه شده بلکه به مسئله زیباشناختی هم توجه شده و هیچ کتاب مکتوبی به اندازه قرآن زیبا نیست و بر اساس منطق، قواعد، هوشیاری، آگاهی و اصول لازم پی‌ریزی و نگارش شده است.»

این محقق و مدرس اضافه می‌کند: «اگر افراد بخواهند کالایی خریداری کنند به طور مثل یک اتومبیل یا یک کالا، اول از همه به شکل ظاهری و قیافه آن نگاه می‌کنند و بعد به محتوا نگاه می‌کنند، خداوند هم در آفرینش پدیده‌هایش همه چیز را رعایت کرده، هم باطن و هم ظاهر را، در زشت‌ترین تا زیباترین پدیده‌ها تناسب و هماهنگی وجود دارد و هیچ چیز بی‌حکمت ساخته نشده است.

افلاطون و ارسطو هم به مسئله اندازه و تناسب اشاره می‌کردند و معتقد بودند ظاهر اشیاء و موجودات به گونه‌ای است که همه چیز به قاعده آفریده شده است، در واقع مهندسی اندیشه، مهندسی ابعاد و اندازه، مهندسی ادبیات، هنر، زیباشناختی، همه و همه در قرآن کریم و در آفرینش مخلوقات مشاهده می‌شود.»

وی همچنین می‌گوید: «تلاوت قرآن و بررسی آیات و نشانه‌هایی که در این کتاب مقدس وجود دارد نشان‌دهنده پیام‌هایی است که به مسلمانان فرستاده شده و آن هم چیره‌دستی، خلاقیت و شکوه خالق بی‌همتا در آفرینش مخلوقات است. از دیدگاه قرآن اگر بهترین محتوا در قالبی زشت آورده شود مناسب نیست، زیباشناختی باید در همه ابعاد وجود داشته باشد و تناسب رعایت شود.»

رهبر معظم انقلاب نیز بارها در فرمایشات خود فرموده‌اند که «هنر در اسلام هم وسیله است و هم هدف»، اگر یک محتوای خوب در یک قالب خوب عرضه نشود جنبه زیبایی خود را از دست می‌دهند و ضد اثر می‌شود. بنابراین عقل و قلب باید در کنار یکدیگر و با هم هماهنگ باشد و این مسئله به هنر برمی‌گردد. هنر یعنی مهندسی و مدیریت یک چیز به طور کامل، در قرآن نیز به فصاحت و بلاغت، شیوایی و زیبایی هم تاکید شده است و چه بسا چیزها و ساختارهای سنگینی که در یک قالب زیبا و هنری عنوان شده تا بر دل‌ها تاثیر بگذارد و با انسان‌ها ارتباط حاصل شود.»

یک پژوهشگر قرآنی نیز در این‌باره می‌گوید: «طبق آیه 71 سوره توبه، بهترین بندگان خدا کسانی هستند که امر به معروف و نهی از منکر انجام می‌دهند و در دین مبین اسلام به این مسئله تاکید فراوانی شده است، به همین دلیل این مهم باید در بین هنرمندان جایگاه واقعی خود را بیابد و در بین آثار آنها این مسئولیت و وظیفه در نظر گرفته شود چرا که با زبان هنر می‌توان در فرهنگ و تفکرات یک جامعه تاثیر گذاشت و به نتایج شگفت‌آوری رسید.»

وی تصریح می‌کند: «برگزاری نمایشگاه‌های متفاوت از آثار هنری به طور مثل نمایشگاه نقاشی، سفالگری، گلیم‌بافی، فرش، صنایع دستی و… اگر با روح اسلامی و با هنر اسلامی درآمیخته باشد و موضوعات نهی از منکر و امر به معروف، عفاف، نماز، عبادت، یکتاپرستی و… در آنها لحاظ شود بهترین تاثیر را روی بینندگان و مخاطبین خواهد گذاشت.»

وی همچنین اضافه می‌کند: «خداوند متعال برای سعادت اخروی و هدایت بشر پیامبرانی فرستاده که رسالت آنان تبلیغ و تعلیم و هدایت انسان‌هاست به همین دلیل کسانی که این رسالت را برعهده دارند به شریف‌ترین اعمال دست زده‌اند و بالاترین مسئولیت را دارند. از این رو مسئله تبلیغ، تعلیم و آموزش یکی از مسئولیت‌های خطیر در اسلام است و نیاز به استعداد خاص، هنر خاص و نبوغ ویژه دارد و کار هر کسی نیست، به همین دلیل هم هست که خداوند به کسانی که در مسیر دین خدا به تبلیغ و تعلیم می‌پردازند اجری بی‌مثال وعده داده است.»

این کارشناس قرآنی خاطرنشان می‌کند:‌ «آثار زیبا و هنری زمانی معنا و مفهوم پیدا می‌کند که در راستای تعالیم الهی و تفکر اسلامی و فرهنگ حسینی باشد.»

هنر ابزاری برای ارتقاء فرهنگ جامعه

نعمت‌هایی که خداوند به انسان‌ها اعطا فرموده بیکران و وصف‌ناشدنی هستند به نحوی که بندگان ازعهده شکر و قدردانی از این نعمت‌ها برنمی‌آیند، برخی از افراد دارای نبوغ، خلاقیت، استعداد هنری و توانایی‌هایی هستند که اگر در مسیر صحیح و در مسیر تعالی از آنها استفاده شود باعث تعالی جامعه، ارتقاء فرهنگی و باورها و ارزش‌های آن جامعه می‌شود. به طور مثال شاعران، نویسندگان، محققان، تصویرپردازان و سایر هنرمندان اگر از هنر خود برای حل مشکلات مردم، ارتباط با آنان، گشودن گرهی از کار آنان استفاده نمایند امری کاملا پسندیده است و خداوند از آنها خشنود خواهد شد چرا که رسیدگی به امور مردم از جمله اعمالی است که نزد خداوند بسیار ستودنی و پسندیده است.

دکتر «حسن بنیانیان» در کتاب خود تحت عنوان «ایده‌پردازی برای فرهنگ‌سازی» می‌گوید: «فرهنگ پدیده‌ای پویا است و همواره در تحول و تکامل جامعه نقش مهمی ایفا می‌کند، به خصوص نخبگان جامعه در بارور شدن فرهنگ جامعه جایگاه مهمی دارند، هنرمندان نیز بخشی از نخبگان هستند و تأثیر آنها در فرهنگ جامعه به دلیل اینکه با احساسات و عواطف افراد سر و کار دارند بارزتر و سریع‌تر است. آحاد جامعه از بدو تولد در معرض فرهنگ پیرامون خود قرار می‌گیرند و ابتدا از خانواده و سپس از جامعه تأثیر می‌پذیرند و آموزش می‌بینند، در این مسیر، تولیدات هنری متنوع در قالب‌های مختلف که از طریق حواس با مخاطب ارتباط برقرار می‌نمایند، بخشی از فرهنگ‌سازی را انجام می‌دهند، این آثار از یک سو به مخاطب جهت فکری و روش زندگی را القا می‌کنند و از سوی دیگر ممکن است باعث تولید ایده‌های جدید شوند که این ایده‌ها هم می‌توانند در آثار هنری بعدی متجلی گردند بنابراین هر قدر که هنرمند متعهد باشد و آثارش بر باورها و ارزش‌های اصیل مبتنی باشد با جامعه ارتباط بیشتری پیدا می‌کند و در ارتقای فرهنگ جامعه خود تاثیرگذاری بیشتری خواهد  داشت.»

رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی تاریخ 1363/3/12 فرمودند هر ایده و اندیشه‌ای که در قالب هنر نگنجد ماندگار نیست»، یا در سخنرانی دیگر می‌فرمایند که «هنر حقیقتی بسیار فاخر و عطیه‌ای از جانب پروردگار است که مانند هر موهبت دیگر الهی مسئولیت‌ها و تکالیفی برای صاحبان آن به همراه می‌آورد.»

یک استاد دانشگاه در این زمینه می‌گوید: «میراث فرهنگی و آثار فرهنگی به جا مانده از اقوام و پیشینیان از مشخصه‌های پیشرفت و تعالی یک جامعه هستند، البته درست است که آثار تاریخی، بناها، ساختمان‌ها، مساجد و ساختارهای باارزش تاریخی نیز میراث گرانبهایی برای جوامع به حساب می‌آیند اما آنچه که درارتقاء فرهنگی جامعه مؤثر است هنر فرهنگی و یا فرهنگ هنری است به عبارت دیگر ماحصل آثار فرهنگی هنرمندان اعم از کتاب‌ها، اشعار، خطاطی، نقاشی، تصویرگری و… باورها و ارزش‌های جوامع را منتقل می‌سازند و نشان‌دهنده هویت و اصالت یک جامعه هستند.

به همین دلیل هم هست که در گذشته مهاجمان و ویرانگران مانند قوم مغول هر وقت به سرزمینی حمله می‌کردند ابتدا به سراغ کتابخانه‌ها می‌رفتند و تمام کتاب‌ها و آثار نفیس دانشمندان را تخریب می‌کرده و یا می‌سوزاندند تا هویتی به آیندگان انتقال پیدا نکند و آن جامعه را با ویرانی مواجه سازند.»

به گفته این استاد دانشگاه، نیاز به فرهنگ و تمدن، امری ذاتی است و انسان به وسطه فطرت الهی که در وجود او نهفته است ذاتا موجودی فرهنگی است و در طول تاریخ جوامع از خود دستاوردهای مادی و فرهنگی زیادی به جا گذاشته است بنابراین حفظ این ارزش‌ها و آثار فرهنگی می‌تواند هویت و موجودیت جامعه را رقم بزند و نقش بسزایی درهدایت و تعالی جامعه داشته باشد.

تأثیر آموزش هنر بر خلاقیت

دنیا، دنیای ارتباطات و تکنولوژی است و برای ورود به عصر جدید و پیشرفت در همه زمینه‌ها و رشته‌ها باید جوانان و نسل آینده این کشور را مجهز به فناوری‌های جدید و آگاهی‌های روز کرد. در غیر این صورت در دنیای پیچیده و پررقابت امروز، فرصتی برای رقابت و پیشرفت به وجود نخواهد آمد.

«سیما ملتجی» کارشناس مسائل اجتماعی در این باره به گزارشگر کیهان می‌گوید:‌ «گسترش اینترنت، ارتباطات و فناوری‌های جدید و پیشرفته در دنیای امروز به حدی شده که هر نقطه‌ای از کره خاکی حتی دورترین نقاط نیز تحت پوشش فضای مجازی، اینترنت و رایانه‌ها هستند و انسان را در سیلاب اطلاعات رها می‌سازند بنابراین رسالت سنگین برعهده والدین و مسئولین است که با کنترل فرزندان و کنترل فضای مجازی، کودکان، نوجوانان و جوانان را در مسیر پیشرفت و تعالی قرار دهند و آنها را هدایت کنند. چرا که درغیر این صورت در منجلاب و گرداب فضای مجازی رها می‌شوند و نه‌تنها خود پیشرفت نمی‌کنند بلکه جامعه هم پیشرفت نخواهد کرد.

این کارشناس همچنین می‌گوید:‌ «بهتر است والدین ساعات و برنامه‌ریزی‌های فرزندانشان را به گونه‌ای تنظیم کنند که در طول روز یا هفته زمانی را برای هنرآموزی و فراگیری هنرهای گوناگون مانند نقاشی، خطاطی، مجسمه سازی، سفالگری، صنایع دستی و غیره اختصاص دهند تا فرزندانشان تجربه بیاموزند و به جای بازی‌های رایانه‌ای بی‌هدف و غالبا خشونت‌آمیز به حرفه‌های هنری روی بیاورند تا جسم و روحشان آرامش پیدا کند و از سوی دیگر باعث خلاقیت، رشد و نوآوری در آنها گردد.»